آب بازی روز جمعه 1393/02/05
پياده روي با نفس مامان 1393/01/31
عزيز دل مامان فدات بشوم كه خيلي ناز هستي . ديروز از سركار كه آمديم كلي با هم پياده روي كرديم بعدش رفتيم چند تا پاساژ را هم با هم نگاه كرديم ويانا با اينكه خيلي كوچك است بايد فقط به اسباب بازي علاقه نشان دهد ولي موقعي كه مي رويم پاساژ خيلي بادقت به ويترين مغازه ها نگاه مي كند . بعد از پياده روي هم آمديم كنار باغچه حياط ويانا چي پف خورد . در ضمن من شاخه گلي كه اداره به مناسب روز مادر داده بودند را تقديم كردم به ويانا چون خيلي گل دوست دارد . ...
نویسنده :
مامان ويانا
10:23
ويانا هر سري از يك برنامه خوشش مي آيد . (1393/01/24)
الان از همه سي دي هايش بيشتر عمو پوررنگ را نگاه مي كند بخصوص اول سي دي كه نام كارگردان و تهيه كننده را مي نويسد همراه با صداي گربه است خيلي خوشش مي آيد و صداي گربه را همراه با آنها تكرار مي كند و آنجايي كه مي گويد كوچولو بيا - من اشتباه كردم لوبيا را پاك نكرده ام را خيلي با ذوق و شوق نگاه مي كند . ...
نویسنده :
مامان ويانا
7:20
روز مادر بر تمامي مادران بخصوص مادران ني ني وبلاگ مبارك باد
مامان پروين و مامان سوسن روزتان مبارك مرسي كه خيلي براي من زحمت مي كشيد.
عزيز مامان تولدت فقط يك بار در سال نه ماهي يك بار .
ويانا فكر مي كند هر ماه بايد برايش تولد بگيريم روز پنجشنبه اصرار كه برويم كيك تولد و شمع بگيريم فوت كنيم ما هم تسليم ويانا خانم شديم كيك و شمع خريدم رفتيم خانه مامان پروين خاله مهسا و خاله الهام و مامان سوسون را هم دعوت كرديم . چه تولد بي مقدمه اي و معلوم نبود اصلاً تولد كي ( خوب معلومه تولد ويانا البته از نظر خودش) جالب اينجاست مهمانها هم با ويانا همكاري مي كردند شعر تولد تولد مي خواندند و ويانا دست مي زد ...
نویسنده :
مامان ويانا
7:42
پاك كردن بيني گربه
مامان وحيده را دارد با اين گربه مي ترساند ...
نویسنده :
مامان ويانا
9:02
وسايل آموزشي و سرگرمي ويانا
حالا درس هايم را خواندم و مشق هايم را نوشتم بروم توي اتاقم چي بردام بازي كنم؟؟؟؟ ...
نویسنده :
مامان ويانا
8:55








