ویانا خورانیویانا خورانی، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

خوشگل باباش **********

بدترین روز زندگی من 1393/04/03

ویانا مامان من را ببخش که به  خاطرخواب خواب آلودگی من باعث شدی دست های کوچکت این طوری زخم بشود. دیروز ساعت 10 شب مامان وحیده خیلی خسته و خواب آلو بود همین که سرم را روی بالش گذاشتم ویانا مشغول توپ بازی بود یکدفعه بابا سعید از توی اتاق صدا زد کی برای من آب می آورد ؟ من تا بلند شدم از روی بالش ویانا در یخچال باز کرد شیشه آب را برداشت و یکدفعه حالت دو رفت سمت اتاق و شیشه آب  خورد زمین ویانا دستاش همینطوری خون چکه می کرد طفکلی بچه ام چهار تا بند انگشت و کف دستهایش برید یکی از انگشتهای دستش گوشتش کنده شده بود که بابا سعیدسریع گوشت دست ویانا را چسبید بهش که کنده نشود. بعد از آن بیمارستان و بعد از بیمارستان رفتیم خانه مامان پروین به...
4 تير 1393

سوالات ویانا

هر کس که تلفن بکند ویانا می پرسد کی بود ؟ چی گفت ؟ خدا کجاست ؟ عمو خلیل کی می آید ؟ از پله ها که می آئیم بالا خانه ملینا را که می بیند می پرسد ملینا کجاست ؟ بعضی مواقع که اصرا می کند که برویم خانه ملینا . بابا چی می خواهد بخرد ؟ عزیز کجاست ؟ ( به مامان پروین می گوید عزیز - موقعی که اداره باشد) چی خوردی ؟ و جالب اینجاست وقتی هم به جوابهایش پاسخ می دهیم بعد از کلی توضیح دادن دوباره همان سوال را می پرسد؟ ...
2 تير 1393

شیرین زبونی ویانا

تازگی ها ویانا تمام وسایل خانه خودمان - مامان پروین - مامان سوسن می بیند سوال میکنه ؟ این را کی خریده ؟ از کجا خریدی ؟ کی پولش را داده ؟ بخصوص اگر وسیله جدید - لباس و یا هر چیز دیگری باشد حتماً این سوالات را می پرسد .
2 تير 1393

تمرین خداحافظی با مای بی بی موفقیت آمیز بود .

عزیز دلم موقعی که بعدازظهر مامان از سرکار می آید و می رویم خانه خودمان دیگه مای بی بی نمی کنم و نسبت به ماههای قبل که می خواستم امتحان کنم که می توانی دیگه مای بی بی نکنم خیلی بهتر شدی والان 70% کار خیلی خوب پیش رفته همینکه جیش داری سریع دو می کنی می روی سمت دستشویی و می گویی جیش جیش دوبار هم تکرار می کنی خیلی جالب و برات داخل دستشویی توالت فرنگی مخصوص بچه ها گذاشته ام و خیلی ذوق می کنی که روی توالت فرنگی ات بنشینی و دیشت هم موقعی که خواب بودی و مای بی بی هم نداشتی تو خواب بلند شدی گفتی مامان روی تشک جیش کردم و از این موضوع خیلی ناراحت بودی و سریع از تشک خودت آمدی روی تشک مامان وحیده خوابیدی . اما ویانا قبل از اینکه از مای بی بی بگ...
1 تير 1393