ویانا خورانیویانا خورانی، تا این لحظه 6 سال و 5 ماه و 24 روز سن دارد

خوشگل باباش **********

بدون عنوان

دختر عزیزم کم کم داره ده ماهگی را تمام می کنه ازکارهای که تازگی ها بلده انجام بده روروک از پشت می گیره شروع می کنه هل دادن و راه می بره رورورک ، چیزهایی که را که می خواست می گه آم بخصوص می رود توی اتاقش اسباب بازیها را از ویترین کمدش نشون می ده پشت سر هم می گه آم آم بهش ندی شروع میکنه دادو بیداد کردن . چند روز پیش رفته بودیم خونه یکی از دوستای مامان پروین ویانا میوه ها و خوراکی هایی را که برای پذیرایی آورده بودند نمی دونست چکار کند تا برگردیم فقط گیلاس می خورد کل خونه را دور زد به همه وسایل خونه دست زد تا بیائیم خانه فقط دنبال ویانا بودیم که به چیزی دست نزند ای شیطون مامان ، تازه روی عسلی کنار تخت ادک...
26 خرداد 1392

بدون عنوان

ویانا جونم آنقدر قدمت خوب بود که ما تونستیم خانه بخریم ولی یکمی تو اذیت شدی تو شکم مامان چون خیلی درگیر موضوع خرید خانه و اسباب کشی و .... بودم و سر این موضوع خیلی تنش و اضطراب تو خونه زیاد بود و تازه محل کار مامان هم عوض شده بود جای جدید که رفتم رئیس مامان یکمی سخت گیر بود قربونت برم که خیلی اذیت شدی
26 خرداد 1392

بدون عنوان

دخملم دو یا سه ماهش بود که دربیمارستان به خاطر عفونت ادار بستری شد وقتی سرم وصل می کردند چه حالی میشدم تازه ساعت 11 شب بود به خاطر داروی جدیدی که بهت دادند آنقدر حالت بد شد و بالا آوردی منم که ترسیده بودم زنگ زدم مامان پروین آمد شب آونجا دیگه پرستار اجازه نداد من بمون رفتم صبح ساعت 5 آمدم  بعد از یک هفته سختی در بیمارستان دخترم مرخص شد« ان شاء اله که هیچ وقت بیمارستان نروی همیشه سلامت باشی » یک نگرانی دیگری که من الان دارم فتق نافت که اگر بیرون زدگی نافت خوب نشود باید عمل بشوی ان شاء که درست میشه الیته دکترها گفتند یک چیز طبیعی توی اکثر بچه ها هست به مرور زمان خوب میشه . ...
22 خرداد 1392

بدون عنوان

ویانا من دوست داشتم ماه به ماه کارهای شیرینت را در این وبلاگ ثبت کنم ولی حیف نشد اشکال ندارد ویانا الان که داره ده ماهگیشو تمام می کند شش تا دندان داره - از سه یا چهار ماهگی به قول دایی حامد مثل کرم خاکی روی زمین قل می خورد از این سر اتاق به اون سر اتاق اسباب بازیهایش را می چیدم روی یک پتوی بزرگ ویانا اونجا برای خودش قل می خورد بعدش یواش یواش چهار دست و پا رفتن یاد گرفت دیگه کارش به جایی رسیده که همه قسمتهای خونه را با چهار دست و پا می رود مثلاً می رود آشپرخانه در کشوی کابیت می کشد جلو و عقب . تلویزیون خونه خودمونو که لمسی روشن می کند . می رود در اتاق را می بندد تازه تا می بینه در دستشویی بازه می رود توی دستشویی البته بیشتر این کارها را زما...
22 خرداد 1392