ویانا خورانیویانا خورانی، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

خوشگل باباش **********

تیغ خوردن ویانا

خدایا هزار مرتبه شکر که محافظت می کنی از فرشته کوچولوی خانه ما دیروز خانه مامان پروین ویانا پی پی کرده بود روی شلوارش من هم داخل حمام مشغول شستن شلوار ویانا بودم مامان پروین هم افطاری می خورد یکدفعه صدای گریه ویانا و دادو بیدا مامان پروین چنان ترسیده بودم وای خدا دوباره یک اتفاق بد ویانا از اتاق دائی هایش تیغ پیدا کرده بود با دندان هایش تیغ را سفت گرفته بود اگر مامان پروین نمی دید چه اتقافی برای ویانا می افتاد تازه چند ثانیه بعد دوباره ویانا یک تیغ  دیگر پیدا کرده بود همین کار را دوباره تکرار کرده بود . مامان وحیده هم چنان سردرد گرفته سر این موضوع چون دوباره تیغ دوم را کرده بود دهانش چنان دادی سر طفلکی زدم که خیلی گریه کرد ...
17 تير 1393

بهانه گیری های ویانا

عزیزم دوباره خیلی بهانه گیری می کنی از وقتی که خاله الهام و خاله مهسارفته اند سرکار حسابی مامان سوسن را از اذیت می کنی خیلی بی تابی می کنی  هر روز صبح که زنگ می زنم از مامان سوسون (پرستار ویانا) حال ویانا را بپرسم می گوید خیلی بی تابی می کند موقعی که می خواهیم می رسیم خانه خودمان بچه های آپارتمان داخل حیاط هستند شروع می کند با آنها بازی کردن بعد از دو ساعت با گریه و اصرار راضی می کنم که  برویم بالا به کارهای خانه برسم . از رفتارهای ویانا کاملاً مشخص که نیاز به هم بازی دارد .
16 تير 1393

روز 13 تیر 1393 رفتیم اول جاده چالوس

موقع رفتن تصمیم گرفتیم غذای خیلی ساده داخل چادر توی چالوس درست کنیم ولی موقعی که رسیدیم اصلاً خبری از ماه رمضان و روزه داری نبود همه مشغول درست کردن کباب و قلیان بودند و آنقدر هم شلوغ بود ما هم به خاطر ویانا مجبور شدیم برویم سیخ و جوجه بخریم . ...
14 تير 1393