ویانا خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی لجبازی شده
ای خدای مهربان این حرف هایی که می زنم به حساب ناشکری من نگذاری ولی واقعاً خیلی خسته ام ویانا تا امروز که دو سال و 7 ماهش شده 2 ساعت استراحت نداشته ام نه توی دوران بارداری نه موقعی که ویانا بدنیا آمده . توی دوران بارداری خیلی شرایط سختی گذراندم اولاً که در دوران بارداری خیلی اتفاقات توی اون دوران افتاد . اولاً که اوایل بارداری بند ناف جنین پاره شد که محبور شدم توی بیمارستان بستری شوم بعد از آن استراحت مطلق که فقط دو هفته تنواستم خانه بمانم به خاطر شرایط کاری ام و تا آخر ماه بارداری من مجور بودم که بروم سرکار و هروقت که می رفتم دکتر تأکید می کرد که نباید سرکار بروم و یا اگر هم می روم در هفته چند روز از مرخصی استفاده کنم ولی محیط کار...
نویسنده :
مامان ويانا
9:42
روز دوشنبه 4 بهمن اول جاده لویزان
روز پنچشنبه ویانا با خاله الهام و خاله مهسا رفته بودند جشن تولد مهدیس
کاودهای ویانا و مامان پروین به مهدیس کوچولو ...
نویسنده :
مامان ويانا
7:39
فرهنگسرای اندیشه (سهروردی)
طنا گذاشتن ویانا
ویانا معمولاً هر روز فیلم حنابندان مامان وحیده و بابا سعید نگاه می کند از قسمتی که بابا سعید حنا می گذارد روی دست مامان وحیده خیلی دوست دارد بعدش خودکار می آورد شروع می کند دست مامان وحیده را با خودکار طنا می گذارد ( ویانا به حنا می گوید طنا) بعد از مراسم طنا گذاشتن شروع می کند به سوال کردن که وسایل روز حنابندان گذشت مامان لباست کجاست ؟ گل که بابا سعید داده کو ؟ من کجا بودم ؟ چرا من را باغ نبرده اید؟ ( روز حنابندان برای عکس و فیلم رفته بودیم باغ ویانا خیلی دقیق به فیلم نگاه می کند موقعی که مامان وحیده توی باغ سوار تاپ شده ویانا سوال می کند کی بابا من را می برد تاپ بازی کنیم ؟) عکس بابا سعید روز حنابندان ...
نویسنده :
مامان ويانا
9:05
بازگشت دوران شیردهی
ویانا خانم چند هفته ای بود که از شیر گرفته بودم ولی هفته پیش که ویانا مریض شده بود خیلی بهانه گیری می کرد که حتماً باید شیر بخورم چون خیلی بدحال بود مجبور شدم تسلیم شوم و این شد بهانه برای ویانا که دوباره شیر مامان وحیده را بخور. ای کاش این کار را نمی کردم الان مانده ام با چه بهانه ای ویانا را دوباره از شیر بگیرم .
نویسنده :
مامان ويانا
13:30







