زبان درازی میکنی زبونت را بکن تو زشته
قربون اون نگاه کردنت مامان بشه
عزیز مامان لا لا کرده
ویانا از روزی که بدنیا آمد شکمو بود هر چی بهش شیر می دادیم سیر نمی شد.
دادا گوهر و عمه منظر به رسم خودشان دارند به ویانا سرمه می کشنند.
کمد اسباب بازی ویانا
دائی بهرام و بابا سعید گوسفند ویانا را سرش را می زنند.