ویانا داره خمیازه می کشد
قربونت مامان بشه
ویانا از روزی که بدنیا آمده قیافش هر دفعه تغییر می کند
موقعی که ویانا لالا می کنه دوست دارم بشینم بالای سرش نگاه معصومش را نگاه کنم
روز حمام ده (دادا گوهر دارد می رود خونشون )
زبان درازی میکنی زبونت را بکن تو زشته
قربون اون نگاه کردنت مامان بشه
عزیز مامان لا لا کرده
ویانا از روزی که بدنیا آمد شکمو بود هر چی بهش شیر می دادیم سیر نمی شد.
دادا گوهر و عمه منظر به رسم خودشان دارند به ویانا سرمه می کشنند.