علاقه شدیدی به چسب زدن روی دست و بینی دارد .
کارهای جدید ویانا در سه سال و دو ماهگی
مفهوم همه چیز را متوجه میشود. متأسفانه فش دادن مثل (بی شعور و چند تا کلمه جدید یاد گرفته) تشخیص می دهد که چه کسی دختر چه کسی پسر ولی هنوز زن و مرد یا زن و شوهر را نمی داند. شغلها را متوجه می شود و سوال می کند از همه اطرافیانش که چه شغلی دارند و در در محیط کار چه کارهایی انجام می دهند. برنامه تلگرام را خیلی خوب می داند و بیشتر مواقع با خاله مهسا و الهام توی تلگرام پیام و عکس می فرستد. خیلی علاقه به عکس انداختن از وسایل و اطرافیانش دارد.پ از استخر رفتن لذت می برد. همه مکان و خیایانهای که تا الان رفته خیلی خوب می شناسد حتی اگر یکبار هم رفته باشد خوب می داند اینجایی که الان هست کجاست (خانه ، خیایان ، پارک و ...) علاقه شدی...
نویسنده :
مامان ويانا
10:27
تنهایی رفتن مهد ویانا
ویانا هزار ماشااله بزرگ و خانم شده جلوی در مهد خداحافظی میکنه و خودش تنهایی میرود مهد چه دختر خانومی دارم
نویسنده :
مامان ويانا
11:50
اسباب کشی و خانه جدید
ویانا خیلی خانه جدید دوست داره وخیلی ذوق میکنه و استقبال خوبی کرده از روز اول از خانه جدید مثل اسباب کشی دفعه قبل اصلاً بهانه خانه جدید نمیگیره و به مامان وحیده قول داده که دیگر تنها روی تختش بخوابه
نویسنده :
مامان ويانا
11:48
تقدیم به ویانا نفس بابا و مامان
تجربه اولین استخر
ویانا برای اولین امروز رفته استخر صبح که از خواب بلند شد به ویانا گفتم سریع صبحانه بخوریم برویم استخر موقعی که رفتیم استخر خیلی همه چی برای ویانا جالب بود بعد از استخر رفتیم خانه ناهار خوردیم بعد از ناهاررفتیم ارایشگاه خیلی روز خوبی بود ولی ویانا هر کاری براش انجام میدهم و سعی میکنم دوست خوبی براش باشم ولی با لجبازی هایش که خیلی زیاد مجبور میشوم کاری کنم که دوست ندارم چون تنبیه مامان وحیده اکثرا دادزدن خیلی هم پشیمان میشوم از این رفتارم ولی واقعا ویانا اصلا گوش به حرف نمیدهد هدف من فقط دوستی با ویانا است نه رابطه ای که فقط من هر چی میگم ویانا گوش کن خیلی دوست دارم رابطه ام باویانا خیلی صمیمی باشد و جای خواهر و تنهایی ام و خیلی چیزهای دیگر بر...
نویسنده :
مامان ويانا
19:58
تولد سه سالگی ویانا که امسال مامان پروین برای ویانا تولد گرفته بود.
بدون عنوان
مامان وحیده چند وقتی توی اداره دسترسی به اینترنت ندارد فعلا نمیتوانم عکسهای ویانا را بگزارم
نویسنده :
مامان ويانا
16:59





