ویانا خورانیویانا خورانی، تا این لحظه: 7 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

خوشگل باباش **********

سفر 14 روزه به ایلام

برنامه امسال ما سفر به ایلام برای دید و بازدید از اقوام بابا سعید انشاء اله که همه دوستانی که به سفر می روند سفر بی خطر و خوشی داشته باشند. ...
27 اسفند 1393

مریضی خانوادگی و خانه تکانی

خانه تکانی اسفند ماه همراه شد با مریضی خانوادگی من روز 12 و 13 اسفند مرخصی گرفتم برای کارهای خانه ولی ویانا خیلی اذیت کرد روز 12 اسفند از ساعت 6:30 صبح وقتی که ویانا رفت مهد با بابا سعید تا ساعت 5 بعدازظهر حسابی مشغول کار بودم ولی وقتی که ویانا آمد شروع کرد به بهانه گرفتن که چرا فرش اتاق من نیست ؟ و کلی بهانه های مختلف تا ساعت 10 شب بود که اصلاً به هیچ کدام از کارهایم نرسیدم ویانا شوارش را درآورده بود شروع کرد به جیغ و داد و گریه که می سوزم تا صیح ویانا نخوابید نمی دانم سوزش ادار داشت یا چی بود ؟ صبح که بابا سعید سرکار نرفت ویانا را ساعت 10 صبح بردیم دکتر تا 12 ظهر هر کاری کردیم آزمایش ادار بگیریم ویانا همکاری نکرد تا بعد ازظهر توانسیتم آزما...
24 اسفند 1393

ویانا خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی لجبازی شده

ای خدای مهربان این حرف هایی که می زنم به حساب ناشکری من نگذاری ولی واقعاً خیلی خسته ام ویانا تا امروز که دو سال و 7 ماهش شده 2 ساعت استراحت نداشته ام نه توی دوران بارداری نه موقعی که ویانا بدنیا آمده . توی دوران بارداری خیلی شرایط سختی گذراندم اولاً که در دوران بارداری خیلی اتفاقات توی اون دوران افتاد . اولاً که اوایل بارداری بند ناف جنین پاره شد که محبور شدم توی بیمارستان بستری شوم بعد از آن استراحت مطلق که فقط دو هفته تنواستم خانه بمانم به خاطر شرایط کاری ام و تا آخر ماه بارداری من مجور بودم که بروم سرکار و هروقت که می رفتم دکتر تأکید می کرد که نباید سرکار بروم و یا اگر هم می روم در هفته چند روز از مرخصی استفاده کنم ولی محیط کار...
6 اسفند 1393

طنا گذاشتن ویانا

ویانا معمولاً هر روز فیلم حنابندان مامان وحیده و بابا سعید نگاه می کند از قسمتی که بابا سعید حنا می گذارد روی دست مامان وحیده خیلی دوست دارد بعدش خودکار می آورد شروع می کند دست مامان وحیده را با خودکار طنا می گذارد ( ویانا به حنا می گوید طنا) بعد از مراسم طنا گذاشتن شروع می کند به سوال کردن که وسایل روز حنابندان گذشت مامان لباست کجاست ؟ گل که بابا سعید داده کو ؟ من کجا بودم ؟ چرا من را باغ نبرده اید؟ ( روز حنابندان برای عکس و فیلم رفته بودیم باغ ویانا خیلی دقیق به فیلم نگاه می کند موقعی که مامان وحیده توی باغ سوار تاپ شده ویانا سوال می کند کی بابا من را می برد تاپ بازی کنیم ؟)   عکس بابا سعید روز حنابندان ...
4 اسفند 1393